آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

475

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

صلح با روم بودند . در اين وقت كه جواب بمراد كواذ نيامد ، سياوش از نظر افتاد و مغضوب شد . سبب اين بود ، كه شريك او ماهبوذ از تكبر فوق العاده او رنجيده و بر تسلط و اقتدارش حسد برده ، در حضور شاهنشاه چنين وانمود ، كه سياوش موجب بهم خوردن قرارداد آشتى شده است . پروكوپيوس درستكارى و مردانگى سياوش را ستوده است . بارى قضيه را بانجمن بزرگ ، يعنى مجمعى ، كه مركب از اشراف بود و ظاهرا موبدان موبد در آن رياست داشت ، رجوع كردند . چنين استنباط مىشود ، كه اين محكمه مخصوص رسيدگى بجنايات عظيمه بوده است . اعضاء اين محكمه ، كه همه از رقباى سياوش بودند ، تصميم باضمحلال او گرفتند و گناهان ديگر هم متوجه او ساختند ، مثلا گفتند : سياوش نميخواسته است موافق عادات جاريه زندگى كند و تأسيسات ايرانى را محفوظ نگاهدارد ؛ خدايان جديد مىپرستيده و زن خود را ، كه تازه بدرود حيات گفته ، دفن كرده است ، بر خلاف آيين زردشتى ، كه مقرر ميدارد اموات را در دخمه بگذارند ، تا مرغان شكارى آنها را بخورند . پس سياوش محكوم باعدام شد و كواذ اگرچه متأسف بود ، براى اينكه قانون را نشكند ، حكم محكمه را امضاء كرد . اين روايت پروكوپيوس خيلى جالب توجه است ، چه استنباط مىشود ، كه قضيه سياوش ضربتى بود ، كه در آن زمان بمزدكيه وارد آوردند و اين طايفه در اين تاريخ فوق العاده قوت گرفته بودند . پروكوپيوس تنها مورخى است ، كه راجع بسقوط بسياوش قائل بتفصيل شده است ، ولى نميگويد كه اين امير بزرگ دين « مانوى » داشته است : زيرا كه پروكوپيوس بهيچوجه علاقه بفرقه‌هاى دينى ايران نداشته است . بر ما مجهول است ، كه آيا در شريعت مزدك دفن اموات مجاز بوده است يا نه « 1 » . همين قدر ميدانيم ، كه سياوش كواذ را ، كه

--> ( 1 ) - چنين به نظر ميآيد ، كه نهادن اجساد مردگان در دخمه‌ها نزد مانويان چند ناحيه يا در بين بعضى فرق مانوى مرسوم بوده ، اما در كتاب الاصلين چنين حكم شده است ، كه اجساد را برهنه به خاك سپارند . ر ك شاوان وبليو . مجله آسيايى ، 1913 ، 1 ، ص 338 ،